ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
237
الفهرست ( فارسى )
وفات يافته و در حلب در گورستان قريش به خاك سپرده شده ، و سنگ قبرى هم دارد كه نامش بر آن نوشته شده است . فرزندان او عبارتند از : محمد ، على ، سعيد ، و حسن . محمد ادب و بلاغتى نيكو ، و فصاحت زبان داشت و كتابهائى تأليف كرد ، و اخبار او مشهور است ، و از جمله كتابهاى او . كتاب اخبار الشعر است . و در آواز و نجوم نيز با اطلاع بود . على بن يحيى ، بمحمد بن اسحاق بن ابراهيم مصعبى پيوست ، بعد بفتح بن خاقان پيوستگى پيدا كرد ، و خزانه حكمتى براى او ترتيب داده ، و از كتابهاى خود و كتابهائى كه براى فتح نوشت ، آن قدر در آنجا جمع نمود كه هيچ خزانهء حكمتى آن مقدار كتاب نداشت . و در روزهاى آخر دوران معتمد ، وفات يافته ، و در سرمنراى « 1 » به خاك سپرده شد . فرزندان او عبارتند از : احمد ابو عيسى ، عبد اللّه ابو القاسم ، يحيى ابو احمد ، هارون ابو عبد اللّه . و هارون كتابهاى زيادى تأليف كرده است . حكايتى ديگر از اين خاندان ابو الحسن على بن يحيى بن ابو منصور منجم ، نديم متوكل ، و نزديكتر از هركسى به او ، و از خاصان او بود . و در نزد خلفائى كه بعد از متوكل آمدند ، تا دوران معتمد ، همين مرتبت را داشت ، راويه اشعار ، و اخبار ، و شاعر خوبى بود ، اسحاق را ديده ، و از او آموخته و براى هنرمنديش خلفا وى را بر همه مقدم مىداشتند ، و در مجالس خانوادگى خود او را شركت مىدادند ، و همه رازهاى درونى خود را پيش او فاش كرده ، و او را امين اسرار خود مىدانستند . وفاتش در سال ( دويست و ) هفتاد و پنج . و اين كتابها از اوست : كتاب ( الشعر و ) الشعراء القدماء و الاسلاميين « 2 » - و در آن ، از محمد بن سلام ، و محمد بن عمر جرجانى ، و ديگران روايت كرده است . كتاب اخبار اسحاق بن ابراهيم . كتاب الطبيخ . فرزندش ابو احمد يحيى بن على بن يحيى بن ابو منصور ، در سال دويست و چهل يك به دنيا آمده و در شب دوشنبه سيزدهم ربيع الاول سال سيصد درگذشت . و نديم موفق و خلفاء بعد از او بود ، و از متكلمان مذهب معتزله بشمار مىرفت . و در اينباره كتابهاى زيادى دارد . در بغداد مجلسى داشت كه گروه متكلمان در آن حاضر مىشدند . از كتابهاى اوست : كتاب الباهر فى اخبار ( و اشعار ) شعراء مخضرمى الدولتين . به اين ترتيب : بشار ، هرمه ، طريح ابن مياده ، مسلم ، اسحاق بن ابراهيم ، ابن هفان ، و يزيد بن طثريه . و آخرين نفر مروان ابو حفصه است و آن را
--> ( 1 ) رجوع شود بصفحهء 75 همين كتاب . ( 2 ) ف ( الاسلامية ) .